محمدتقى نورى

95

اشرف التواريخ ( فارسي )

انداخته ، از « 1 » در امان درمىآمدند و چند مدّت فىمابين امرا و نادر ميرزا بناى آمد [ و ] شد صورت گرفت و « 2 » به واسطهء جناب مجتهد الزمانى راىها بر آن قرار گرفت كه نادر ميرزا يكى از صباياى « 3 » خود را بدهد و ابراهيم ميرزا ولد ارشدش را نيز با پيشكش لايق روانهء درگاه فلك اشتباه سازد « 4 » و سكّه و خطبه را « 5 » هم به نام همايون شاهنشاه جم بارگاه مزيّن دارد . امرا خواهش او را قبول نكرده ، جواب اين شد « 6 » كه نادر ميرزا شهر را تخليه نمايد و با اهل خانه و منسوبان خود « 7 » در ارگ بنشيند « 8 » و از سركار ديوان اعلى مبلغ سه هزار تومان به صيغهء مدار و معاش هرساله در وجه او مقرّر شود « 9 » يا اينكه بلوكى از بلوكات مشهد مقدس به اقطاع و جاىگير او تفويض شود و ارگ و شهر را بالمرّه تخليه نمايد ، و اين شق در نظر شاهزاده آزاده و موافق مزاج آن شايستهء سرير و تاج اسلم بوده ، آن « 10 » دون‌همّت از كثرت خوف از قبول اين معنى سر باززده ، تن به مرگ درداد . « 11 » باز به همان قلعه‌دارى مشغول شد تا اينكه زمان محاصره امتدادى يافت و قلعه‌گيان از تنگى به جان آمدند و اكثرى فرارى و متوارى شدند . « 12 » كار به جايى رسيد كه خدّام روضهء مينومقام هم « 13 » به ضرب و شتم آن تيره سرانجام شبانه‌روزى « 14 » به برج‌دارى مشغول شدند و به امر شهر و شهرى اختلالى « 15 » كلّى راه يافته ، به نوعى كه هيچ‌كس را از خود خبرى نبود « 16 » و اهل شهر نظر به اين‌كه شاخصى نداشتند و از هر كس مظنّهء افساد داشت گرفته محبوس نمود و عجزهء رعايا را به جبر و تعدّى به قلعه‌دارى

--> ( 1 ) . مج : « از » ندارد . ( 2 ) . مج : مضبوط شده . ( 3 ) . ملك : صباى . ( 4 ) . مج : خود را با ولد ارشدش ابراهيم ميرزا روانه درگاه فلك‌فرسا نمايد و پيشكش لايق هم بگذراند . ( 5 ) . مج : « را » ندارد . ( 6 ) . مج : به نام همايون پادشاه ظل اللهى مزين و مرتب بشود امرا قبول نكرده خواهش كرده‌اند كه . ( 7 ) . مج : تخليه كرده ، خود . ( 8 ) . متن : به نشيند . ( 9 ) . مج : صيغه اخراجات هرساله به جهت [ جهة ] او معين و ارزانى دارند . ( 10 ) . مج : بلوكات شهر به اقطاع او مقرر شود و شهر و ارك را بالمرّه تخليه بكند و اين شق ثالث موافق مزاج شاهزاده شايسته سرير و تاج بود و آن بىعقل . ( 11 ) . مج : به مرگ داده . ( 12 ) . مج : مجددا به قلعه‌دارى مشغول گرديد تا اينكه قلعه‌گيان از امتداد ايام محاصره به تنگ آمده ، اكثرى متوارى شدند و . ( 13 ) . مج : « هم » ندارد . ( 14 ) . مج : شبانه‌روز . ( 15 ) . مج : به امر شهر اختلال . ( 16 ) . مج : خبر از خود نداشت .